من به روایت خودم

برایتان جالب است بدانید که…

 

با آدم‌های ریاکار اصلا سر سازش ندارم

به شدت درباره‌ی احترام و تعارفات مربوط به سن و سال آدم ها سنتی هستم حتی اگر تفاوت سن در حد چند ماه باشد

مهمترین عامل ایجاد دوستی واقعی میان آدم‌ها را غذا خوردن و سفر مشترک می‌دانم( هم سفر و هم سفره)

نوه ی یک روحانی( معمم) هستم که البته ایشان پیش از به دنیا آمدن من فوت کرده بودند

چهار سال است در هیچ جشن عروسی ای شرکت نکرده‌ام حتی عروسی خواهر کوچکم

از فیلم‌های کوبریک  به جز فیلم آخرش حتی به اندازه یک فیلمساز درجه سه خوشم نمی‌آید

داستین هافمن را بهترین هنرپیشه‌ی مرد تاریخ سینما می‌دانم

کمترین علاقه‌ای به بازی رابرت دنیرو ندارم به جز نقشش در تنگه‌ی وحشت

با وجود پرسپولیسی بودن از علی پروین اصلا خوشم نمی‌آید

یک سال و نیم است که حتی یک ثانیه مسابقه‌ی فوتبال ایرانی ندیده‌ام

از وقتی نقد می‌نویسم نقد هیچ یک از همکارانم را  به جز دو نفر نمی‌خوانم: هوشنگ گلمکانی، ایرج کریمی . مگر در مواردی که کسی توصیه کند

در اولین روز دبیرستان به خاطر اعتراض به مبصر زورگوی کلاس از مدرسه اخراج شدم و وقتی برم گرداندند شاگرد اول همان مدرسه شدم

به جز دو سه بار هرگز از بلوتوث استفاده نکرده ام و نمی‌کنم و به شدت از بلوتوث بازی متنفرم

تا به حال سه بار زیر  سه عمل جراحی مختلف با بیهوشی عمومی قرار گرفته ام.

در هنگام نمایش طعم گیلاس در سینما بهمن در جشواره فجر به اشتباه توسط برادران حراست ارشاد دو ساعت بازداشت شدم ( فکر می‌کردند کسی که در حین نمایش فیلم عکس گرفته و دوربینش فلاش زده من هستم) و بعد بدون کمترین عذرخواهی از طرف آن‌ها آزاد شدم

در پنج سال اخیر روی ‌هم صد ساعت از برنامه‌های تلویزیون ایران را ندیده‌ام

کار نوشتن در مطبوعات را با مجله‌ی فیلم آغاز کردم( اردیبهشت ۸۶  یک روز صبح از خواب پا شدم و تصمیم گرفتم نقدنویس شوم و مهرماه اولین نقدم منتشر شد)

در دوران دبیرستان کشتی‌گیر و کانگ فو کار بودم( الان کمترین شباهتی با آن روزگار ندارم)

در تمام دوران تحصیل دانشجویی(۷ سال) مجموعا بیش از دو ساعت با همکلاسی‌های مونث هم صحبت نبودم.

در سن بیست و دو سالگی ازدواج کردم

هیچ دوستی از دوران دبستان و سربازی( دو دوران خیلی مشهور برای دوستی) ندارم

چند سال است که هیچ ترانه‌ای را بدون ساز حتی برای یک ثانیه زمزمه نکرده‌ام( چه در حمام، چه در کوه و بیابان و…)

همیشه ترجیح می‌دهم به دشمنم نزدیک‌تر باشم به جای این‌که از او دور شوم

به هیچ وجه تحمل شوخی – از هر نوعی -  را ندارم و سال‌هاست با کسی شوخی نمی‌کنم

از شطرنج و تخته نرد و منچ و پاسور و  نظایر این‌ها متنفرم

با فیلم‌های این عزیزان متاسفانه ارتباط برقرار نمکی‌کنم : روبرو برسون، کوروساوا( به جز راشومون)، تیم برتن( به جز ادوارد دست قیچی)، مایکل مان، ساتیا جیت رای، اریک رومر، ژان لوک گدار، فاسبیندر، وونگ کاروای( به جز در حال و هوای عشق و چانگ کینگ اکسپرس)، ورنر هرزوگ و…

هیچکاک، لوئیس بونوئل، وودی آلن، برایان دی پالما، کیشلوفسکی، کلود شابرول، میشائیل هانکه، ملویل، دیوید کراننبرگ، فرانسوا ازون و…  فیلمسازان محبوب من هستند.

در مواجهه با مردان غیر سیگاری احتیاط می کنم. تجربه‌ام نشان داده آدم‌های خاله زنک و غیر قابل اطمینانی هستند.

در مواجهه با زنان سیگاری به شدت احتیاط می‌کنم. تجربه نشان داده …

اصلا از صدای استاد شجریان خوشم نمی‌آید ( هرچند شخصیتش را دوست دارم)

از فمینیست‌ها متنفرم چون کوه عقده و سرشار از برداشت اشتباه از واقعیت انسان هستند

امین حیایی را بهترین بازیگر مرد ایرانی نسل خودش می‌دانم که متاسفانه فرصت کارهای جدی و متفاوت به او نمی‌دهند.( نسل خودش یعنی سن پنج سال اینور و آن ورتر)

مارادونا را بهترین فوتبالیست همه‌ دوران‌ها می‌دانم

از آدم‌های میان مایه‌ای که خودشان نمی‌دانند میان مایه اند متنفرم

از آدم های میان مایه ای که می‌دانند میان مایه اند ولی وانمود به نخبگی می‌کنند متنفرم

از آدم‌های میان مایه‌ای که می‌دانند میان مایه اند و اقرار می‌کنند بی نهایت خوشم می‌آید

اگر محکوم باشم یک غذا را تا پایان عمر انتخاب کنم  و هر ناهار و شام بخورم قطعا ماکارونی را انتخاب می‌کنم

اگر محکوم باشم یک فیلم را هر روز تا پایان عمر ببینم ابدیت و یک روز آنجلوپلوس را انتخاب می‌کنم 

اگر محکوم باشم یک موسیقی را هر روز تا پایان عمر گوش بدهم موسیقی ابدیت و یک روز آنجلوپلوس را انتخاب می‌کنم 

هشت سال است به هیچ آرایشگاهی پا نگذاشته‌ام

به جز هوشنگ گلمکانی، احمد میراحسان و امیررضا نوری پرتو هیچ دوستی در جماعت منتقد و سینمایی ندارم. دوستی که یک بار دلمان برای هم تپیده باشد.

در دوران دبیرستان و دانشگاه به تحقیق و مطالعه روی نهج البلاغه مشغول بودم و بارها در مراسم  و مسابقه‌های مختلف مورد تقدیر قرار گرفتم

سه کنسرت پاپ راک به آهنگسازی و خوانندگی من و تنظیم کنندگی مجتبی فرجی در سال ۷۸ در مشهد برگزار شد ( از اولین کنسرت‌های پاپ راک دوران اصلاحات در خراسان و بلکه ایران )

سه سال پیش شورای تصویب فیلمنامه ی انجمن سینمای جوان در نظر کارشناسی اش من را کسی که فاقد هرگونه مطالعه و فاقد توانایی در نوشتن است تشخیص داد( نامه‌اش نزد من محفوظ است). پاسخشان را مبسوووووط دادم.

من و همسرم تا سه سال بعد از ازدواج حتی موبایل هم نداشتیم و از دانشگاه وام مسکن گرفتم تا موبایل بخریم . قیمت سیم کارت در آن زمان :۹۰۰ هزار تومان

فعالیت وبلاگی‌ام را سال ۸۴ آغاز کردم.  سال ۸۵ وبسایت شخصی ام را راه اندازی کردم

تا چهار سال بعد از ازدواج از هرگونه دسترسی به اینترنت محروم بودم. چون در دخمه‌ای چهل متری زندگی می‌کردیم که خط تلفن هم نداشت.

در مهر ماه به دنیا آمدم، در مهرماه از دانشگاه فارغ التحصیل شدم و در مهرماه ازدواج کردم

 

 

پی نوشت: برخی از این‌ها را می‌نویسم برای این‌که مطمئن شوید راه رسیدن به هدف چقدر سخت است و هرگز ناامید نشوید. من همچنان مسافر این راهم و از تلاش و مبارزه با موانع دست برنمی‌دارم. این ها را می‌نویسم تا مطمئن شوید چقدر دغدغه‌های روشنفکری و باندبازی‌های روشنفکری که فرهنگ ما را آلوده کرده‌اند برایم پلشت و بیهوده‌اند. من از متن یک زندگی سخت و جان‌‌فرسا می‌آیم.  زندگی یادم داد که به هیچ کس و هیچ چیز دل نبندم جز مهر پروردگار و انرژی بیکران هستی. همه پشتت را خالی می‌کنند. دیر و زود دارد  ولی سوخت و سوز ندارد. تنهایی میراث گرانبهایی است و دست خدا برترین دست است.

 

این‌ها را ادامه خواهم داد.

 

دوشنبه, اردیبهشت ۲۰م, ۱۳۸۹ من به روایت خودم ۱۲ دیدگاه »

من تردید دارم که…

 

 

آدم غیر سیگاری بتواند هنرمند و نویسنده خوبی باشد

آدم غیرمذهبی خدا را باور نداشته باشد

زن‌ها موجودات قابل اعتمادی باشند

مردها بتوانند خیانت نکنند

دوست چیز سهل الوصول و فراوانی باشد

هنر بتواند جای زندگی واقعی را بگیرد

کسی هیچوقت عشق را تجربه نکرده باشد

ایران هیچ وقت سرزمین شاد و سرزنده‌ای بشود

نسل من روزهای خوب سرزمینش را ببیند

اغلب ایرانی‌های متمدن ساعت را برای دانستن زمان به دست کنند

آدم درست و حسابی در سالن سینما بلند بلند با بغل دستی‌اش صحبت کند یا به موبایلش جواب دهد

ویژگی‌های آدم‌ها را بشود از روی قیافه‌شان حدس زد

آدمی که  اسم مستعار انتخاب می‌کند روان سالمی داشته باشد

نویسنده‌ها آدم‌های شادی باشند

کارتونیست‌ها آدم‌های شادی باشند

کمدین‌ها آدم‌های شادی باشند

فوتبالیست‌ها آدم‌ حسابی باشند

مرحوم تختی واقعا همین‌طوری که می‌گویند بوده باشد

اغلب مردم واقعا بدانند در پی چه چیزی هستند

کسی که یک‌بار خودکشی کرده دیگر آن‌را تکرار نکند

کسی که یک‌بار خیانت کرده دیگر آن را تکرار نکند

کسی که یک‌بار به هر چیزی معتاد شده دیگر به سوی آن بازنگردد

کسی که با رژیم لاغری لاغر شده دوباره چاق نشود

کسی که  روزی سه بار مسواک می‌زند بتواند هنرمند شود

کتاب‌های الکترونیکی بتوانند جای کتاب کاغذی را بگیرند

اغلب زن‌ها به جز پول و مقام شوهر به چیز دیگری اهمیت دهند

فمینیست‌ها آدم‌های سالمی از لحاظ روانی باشند

مردسالارها آدم‌های سالمی از لحاظ روانی باشند

ناسیونالیست‌ها آدم‌های سالمی از لحاظ روانی باشند

ورزش تاثیری در طولانی شدن عمر داشته باشد

سیگار کشیدن تاثیری در کاهش عمر داشته باشد

بچه‌های این دور و زمانه با هوش‌تر از بچه‌های نسل گذشته باشند

دنیا رنگ آرامش به خود ببیند و عاری از جنگ باشد

یک روز یک بمب اتم دیگر بر سر یک ملت آوار نشود

عقیده یک انسان اهمیتی در ارزش وجودی‌اش داشته باشد

یک آدم عاقل امروز وقت بگذارد یک رمان چند هزار صفحه‌ای را بخواند

روزی رنگ آرامش را ببینم

آدم‌های اهل هنر همان‌قدر که ادعا می‌کنند خوش و سرحال باشند

مردی که چند بار ازدواج می‌کند آدم قابل احترامی باشد

تن‌فروش‌ها به قصد لذت این‌کار را بکنند

راننده تاکسی‌های میانسال و مسن و پرحرف آدم‌های قابل اعتمادی باشند

آدم معتاد حتی اگر استاد دانشگاه یا یک هنرمند بزرگ باشد آدم محترم و قابل معاشرتی باشد

آدم‌هایی که به دیگران … می‌زنند بتوانند از مکافات روزگار فرار کنند

مصرف الکل برای قلب مفید باشد

آدم‌هایی که خیلی زود بچه دار می‌شوند آدم‌های عاقل و باهوشی باشند

منتقدهای سینما اهمیت و احترامی برای کارگردان‌ها داشته باشند

اغلب راننده‌های آژانس آدم‌های متعادلی باشند

فرزند عصای دست پدر و مادر باشد

مردهایی که زود طاس می‌شوند آدم‌های بدشانسی باشند

ترک‌ها نادان باشند، لرها احمق باشند و رشتی‌ها بی غیرت

اصفهانی‌ها خسیس نباشند

خوردن نان سبوس دار باعث توقف ریزش موی مردان شود

پروژه فرودگاه امام هیچوقت تمام شود

حسین اوباما آدم درستی باشد

آدم‌ها (بخصوص دختران) ریزه میزه بدجنس تر از آدم‌های درشت نباشند

زبان عامل مهمی برای ارتباط اقوام و ملل باشد

هنر نزد ایرانیان است و بس

پاپ آدم درستی باشد

یک هنرمند و نویسنده خوب لزوما آدم خوبی برای معاشرت و دوستی باشد

تنوع قومیتی در ایران یک امتیاز باشد و نه برعکس

چای احمد بهترین چای دنیا باشد

درباره الی جزو ده فیلم برتر تاریخ سینمای ایران باشد

هیچ رسانه بیطرفی در دنیا وجود داشته باشد

مرگ پایان کبوتر نباشد

افزودن دارچین به کله پاچه کار عاقلانه‌ای باشد

گذشته ایرانی‌ها بهتر از امروز بوده باشد

زشتی‌ها و پلیدی‌های اخلاق ایرانی‌ها مربوط به خودشان نباشد و به نوع حکومتشان ربط داشته باشد

تا ده سال آینده در تهران زلزله ویرانگر بیاید

نویسندگان و فیلمسازان امروز باهوش‌تر از فیلمسازان و نویسندگان دیروز نباشند

همه غول‌های سینما مرده اند

این چیزهایی که گفتم قطعیت داشته باشند

حالم در هنگام نوشتن این چیزها خوب باشد

 

ادامه دارد…

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه, فروردین ۲۵م, ۱۳۸۹ من به روایت خودم ۱۲ دیدگاه »
 

مینی بلاگ – افاضات روزانه

و لیکن چشم مستت را شتاب است

نوشته اتفاقی

آرشیو موضوعی

تبلیغات فرهنگی شما پذیرفته می‌شود.


گزین گویه

طول فیلم باید رابطه مستقیمی با حجم مثانه بیننده داشته باشد / هیچکاک

بالاترین امتیازها

آرشیو ماهیانه

31190 بازدید کننده در کل
102 بازدیدکننذه امروز
575 بازدید از این صفحه
181449 کل بازدیدها
312 بازدید امروز
آوریل 1, 2009 تاریخ شروع آمارگیری