کاباره و تماشاییان سیاه مست

زندگی مثل یک کاباره است . این جمله اساسی فیلم باب فاسی است که در آخرین پرده نمایش اجرا می شود! آدمها بزک میشوند و غم خود را آخرین لحظه پشت پرده جا میگذارند تا تماشاگران سیاه مست را بخندانند!( چنانکه شومن آن کاباره آنها را خطاب میکند). کسانی که برای فراموش کردن واقعیت تلخ و بی وقفه اجتماع بیرون، در تاریکخانه کاباره کز میکنند؛ گاه می خندند گاه بهت زده لب فرو می بندند و گاه می گریند… بازیگران صحنه در گل و لای می غلتند و به سوی هم لجن پرتاب میکنند تا دقایقی سرگم کننده را برای «حضار محترم» ایجاد کنند. زندگی همین قدر نمایشی و دروغین و مسخره است. دوست داشتن و عشق هم در این میانه تنها پرده ای از یک نمایش اند هرچند در آن پرده، نقش و بازیگر به یگانگی رسیده باشند . وقت بازی ، وقت سرخوشی است که دمی بعد را به هیچ می گیرد و راستینگی زندگی همان دم پسین خماری است که ناخوش و گزنده است. در این چرخه بیهوده داستان از کاباره به کاباره ، تنها غمی و حسرتی است که در یاد دلداده های داستان رسوب میکند که آن نیز لایه لایه به دست باد زمان خواهد رفت…. باب فاسی از دل جامعه سودا زده ای که در زیرزمین تاریک و خفه کاباره می آفریند نگاه خود به دگرگونی های بیرونی را نیز باز میگوید. در بیرون نازی ها دارند از حزب به قدرت حاکم بدل میشوند . در نمای پایانی فیلم که با درنگ بر آن تیتراژ پایان آغاز می شود در بازتابی کج و کوِژ از تماشاگران نمایش ، همان هایی را می توانیم تشخیص دهیم که در آغاز فیلم با اردنگی از کاباره به بیرون رانده می شدند: نازی ها . بدین سان کاباره همان ابزار نمایش و فراموشی می ماند و تنها اراده قدرت و سودادگی جا به جا شده. از بی قیدی به قید تفنگ. باز هم صورتکهای بزک کرده -هرچند به مراعات – خواهند خواند و خواهند رقصید و حضار محترم کف خواهند زد….
کاباره نمایش زشتیهای زندگی است ناتمام ماندن روایتهایی که شکل نمی گیرند و آرزوهای قشنگی که محکوم اند که از دست بروند….
به امید روزی که بر سه اثر درخشان باب فاسی بنویسم و ادای دینی به این فیلمساز بزرگ کنم.
برچسبها: باب فاسی, فیلم, کاباره
بدون دیدگاه
دیدگاهی بنویسید
مینی بلاگ – افاضات روزانه
نوشته اتفاقی
آرشیو موضوعی
آخرین نوشته ها
- رهایم نکن
- موفق باشید آقای گورسکی!
- پردهها
- دربارهی مستند چامسکی و شرکا
- چند تکه شعر
- درستتر بنویسیم
- ملاحظاتی بر نقد سینمایی(۲)
- در باب دوستی
- دربارهی صبح روز هفتم مسعود اطیابی
- یک فریدون در هیچ جای جهان شعبه ندارد
- تکههایی از سر دلتنگی
- میخواهم منتقد یا فیلمساز شوم
- فیلمهایی که باید ببینید(۳)
- قصهی روبن
- قطره بارانم…
Blogroll
گزین گویه
خدایا یه معجزه بفرست
بالاترین امتیازها
- نقد فیلم درباره الی (+157 rating, 35 votes)
- رهآورد من از جشن منتقدان سینما (+134 rating, 27 votes)
- فیلمهای محبوب (+90 rating, 24 votes)
- به یک جرعه لالایی میهمانم کن (+51 rating, 11 votes)
- صدا، دوربین، حرکت (+44 rating, 9 votes)
- گنجینه (+36 rating, 11 votes)
- نان،عشق،دوغ گازدار (+32 rating, 16 votes)
- پاسخ من به امیر پوریا (+29 rating, 8 votes)
- ترانهای با صدای خودم (+28 rating, 12 votes)
- فقط نفس بکش (+27 rating, 6 votes)

