شعری قدیمی

باز هم شعری قدیمی از خورجین شعرهای منتشر نشده. اینبار شعری از سال ۱۳۸۲
تو ناباوری باور من کجاست
بگو فرصت آخر من کجاست
تو را سالها پیش گم کردهام
نشان تو در دفتر من کجاست ؟
در اندوه پرواز سر خوردهام
پریزاده شهپر من کجاست ؟
در این صفحه پرواز محکوم بود
پس آن وسعت بهتر من کجاست ؟
خیابان پر از بغض فریاد توست
ولی چشمهای تر من کجاست ؟
در این روزهای بد شاعران
بگو شعر شوق آور من کجاست؟
شهریور ۸۲
۴ نظر برای شعری قدیمی
دیدگاهی بنویسید
مینی بلاگ – افاضات روزانه
نوشته اتفاقی
آرشیو موضوعی
آخرین نوشته ها
- یک عاشقانهی زخمی
- حمید هامون
- سینمادرمانی
- رهایم نکن
- موفق باشید آقای گورسکی!
- پردهها
- دربارهی مستند چامسکی و شرکا
- چند تکه شعر
- درستتر بنویسیم
- ملاحظاتی بر نقد سینمایی(۲)
- در باب دوستی
- دربارهی صبح روز هفتم مسعود اطیابی
- یک فریدون در هیچ جای جهان شعبه ندارد
- تکههایی از سر دلتنگی
- میخواهم منتقد یا فیلمساز شوم
Blogroll
گزین گویه
فیلسوف می آفریند، بازتاب نمی دهد/ ژیل دلوز
بالاترین امتیازها
- نقد فیلم درباره الی (+157 rating, 35 votes)
- رهآورد من از جشن منتقدان سینما (+134 rating, 27 votes)
- فیلمهای محبوب (+90 rating, 24 votes)
- به یک جرعه لالایی میهمانم کن (+51 rating, 11 votes)
- صدا، دوربین، حرکت (+44 rating, 9 votes)
- گنجینه (+36 rating, 11 votes)
- نان،عشق،دوغ گازدار (+32 rating, 16 votes)
- پاسخ من به امیر پوریا (+29 rating, 8 votes)
- ترانهای با صدای خودم (+28 rating, 12 votes)
- فقط نفس بکش (+27 rating, 6 votes)


رضاجون سلام
بهترین شعری که تا حالا ازت خوندم این بود. ممنون که حال مارو جا میاری
سلام
اونجا چقدر سرده…
این شعر و عکس منو یاد یکی از دیالوگ های وعده های شرقی انداخت : اینجا نه برف میاد ، نه هوا خیلی گرم میشه ، اینجا فقط بارون میاد
البته منظورش شهر لندن هست نمیدونستم شمال هم همینه…
پاسخ: شنوندگان عزیز! عکس تزئینی است. مربوط به سال ۴۷
امان از گمشده ها! خیلی لطیف بود.
راستی وقتی عکس باز شد در وهله اول اون شال گردن به نظرم “مار” اومد!!
مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه عسل جان