این خانه سیاه است

به نام خدا . این خانه سیاه است. این خانه تا وقتی این دل، دل بشود همچنان سیاه خواهد ماند. قول میدهم وقتی این دل، دل شد چراغش را روشن کنم.
از این انشاء نتیجه می گیریم تا اطلاع ثانوی این خانه سیاه است.
۴ نظر برای این خانه سیاه است
دیدگاهی بنویسید
مینی بلاگ – افاضات روزانه
نوشته اتفاقی
آرشیو موضوعی
آخرین نوشته ها
- رهایم نکن
- موفق باشید آقای گورسکی!
- پردهها
- دربارهی مستند چامسکی و شرکا
- چند تکه شعر
- درستتر بنویسیم
- ملاحظاتی بر نقد سینمایی(۲)
- در باب دوستی
- دربارهی صبح روز هفتم مسعود اطیابی
- یک فریدون در هیچ جای جهان شعبه ندارد
- تکههایی از سر دلتنگی
- میخواهم منتقد یا فیلمساز شوم
- فیلمهایی که باید ببینید(۳)
- قصهی روبن
- قطره بارانم…
Blogroll
گزین گویه
مغز من دومین عضو مهم بدنم است/ وودی آلن
بالاترین امتیازها
- نقد فیلم درباره الی (+157 rating, 35 votes)
- رهآورد من از جشن منتقدان سینما (+134 rating, 27 votes)
- فیلمهای محبوب (+90 rating, 24 votes)
- به یک جرعه لالایی میهمانم کن (+51 rating, 11 votes)
- صدا، دوربین، حرکت (+44 rating, 9 votes)
- گنجینه (+36 rating, 11 votes)
- نان،عشق،دوغ گازدار (+32 rating, 16 votes)
- پاسخ من به امیر پوریا (+29 rating, 8 votes)
- ترانهای با صدای خودم (+28 rating, 12 votes)
- فقط نفس بکش (+27 rating, 6 votes)


سلام رضاجون
بابا خیلی سخت میگیری دیگه همینه که هست من به شخصه دوست دارم از فیلمای روز ایران و جهان هم حرف بزنیم سینما همیشه حال من یکی رو که خوب میکنه به قول خیام:
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
یا بقول مسعودخان:
رضا: قربون ناصرخان ساکت یه جا وایسا که باشی
ناصر: ما همیشه هستیم اگه نمرده باشیم
یا این یکی:
آقا تهرانی تو عکس باشه عکس بره سینه دیوار دیگه اون دیوار نمیریزه
آقا رضا تا شما هستی این کافه هم سرپاست
راستی نگفتی نقد محاکمه در خیابانو چیکار کردی
میدونی که چقدر بچه ها دوست دارن بخوننش.
یه چیز دیگه اینکه امکان داره مثلا راجع به فیلمی پستی بذاری که من ندیده باشم خب طبعا نمیتونم راجع بهش کامنت بزارم و ترجیح میدم کامنتهای بقیه رو بخونم. اما دوباره شروع کن. تو برو مام میایم بقول خودت تو همین صفحه:
صدا
دوربین
حرکت
سلام آقا رضا
جون من فروغ شدن رو بزار برای یه وقت دیگه… تازه داشتیم به اینجا عادت میکردیم ها… اول اون ضد حال مجله فیلم حالا هم که این بابا یه خورده به فکر ما باش که دوست داریم…
امیدوارم منظورتان اینی نباشد که من برداشت کردم.
وا ندهید لطفن ، باشیدچراغ را روشن کنید. دلخوشی هایمان را از خودمان نگیریم لااقل. ما هم سعی میکنیم باشیم در کنارتان .
چراغ ها را من خاموش می کنم !
نه خوشمان آمد ، انگار یه دیجیتال بستی به خودتون و لایو از خودتان می گویید، منم به این صفحه عادت کردم، حالا که فک می کنم اگه یه مدت هم نباشی هیچ اتفاقی نمی افته ، خیالت راحت ، فقط دوس دارم خودتونو یه سقوط درست درمون بدید، بعد بیاین اینجا طریف کنین ، جماعت خرده بورژوا هم از سر عادت و تعارف از نبود هم دلتنگ می شن خیالات راحت، بقوله هاینریش بل عشق ناتوانی ما در فراموش کردن یه حادثه است ،
امید وارم یه حالت نوسانی یا بایپولار گونه داشته باشی تا لذت قضیه رو بچشین، مث حالتی که ادمو چشم بسته میذارن رو فنر
مراقبت کنید و اینا