سه شعر سپید کوتاه
مجموعه شعرهای سپیدم را برای ارائه به یک انتشاراتی آماده کردهام.( شعرهای غیر سپید چه موزون و چه ترانه و چه نیمایی را فعلا بیخیال شدهام) هفته آینده، میروم سروقت انتشاراتیها. امیدوارم حتی اگر شده با جرح و تعدیل، سال آینده بتوانم این مجموعه را به همراه مجموعه داستانهای کوتاهم منتشر کنم. در زیر سه شعر سپید کوتاه را میخوانید.

لیلی ! لیلی! لیلی!
زیر این بید مجنون
هنوز در انتظار توام
این از آن بیدها نیست
که با این بادها بچاید
من اما سرمایی ام
«در این سوز سیاه زمستون»…
مگر کاری از چای داغ برآید
زمستان ۷۸
من درد میکشم
درد میکشم
من چهره ی کریه تو را
بر تخته سیاه نفرت
با رنگ زرد میکشم
… با تو میجنگم
هر چه میکشم
از این نبرد میکشم
من آخر، روزی
نعش غزلهای تو را
بر خاک سرد میکشم
من جور شعر گفتن از تو را
ناعادلانه
به جای هر چه مرد، میکشم …
درد میکشم …
۱۱/ اردیبهشت/ ۷۹
آفتابها و بارانها
دریای بیقرار
کویر خوابمرده را
چون باد وزیدهام
بر بامها و ایوانها
در گیسوی لَخت شب خزیدهام
میترسم از دستان تو بر گردنم
مار گزیدهام
۱۷ تیر ۷۹
برچسبها: بید مجنون, درد, رضا کاظمی, شعر سپید کوتاه, لیلی
۱۴ نظر برای سه شعر سپید کوتاه
دیدگاهی بنویسید
مینی بلاگ – افاضات روزانه
نوشته اتفاقی
آرشیو موضوعی
آخرین نوشته ها
- یک عاشقانهی زخمی
- حمید هامون
- سینمادرمانی
- رهایم نکن
- موفق باشید آقای گورسکی!
- پردهها
- دربارهی مستند چامسکی و شرکا
- چند تکه شعر
- درستتر بنویسیم
- ملاحظاتی بر نقد سینمایی(۲)
- در باب دوستی
- دربارهی صبح روز هفتم مسعود اطیابی
- یک فریدون در هیچ جای جهان شعبه ندارد
- تکههایی از سر دلتنگی
- میخواهم منتقد یا فیلمساز شوم
Blogroll
گزین گویه
متن زمینه محدودی از ساختارهای محتمل بسیار است / پل ریکور
بالاترین امتیازها
- نقد فیلم درباره الی (+157 rating, 35 votes)
- رهآورد من از جشن منتقدان سینما (+134 rating, 27 votes)
- فیلمهای محبوب (+90 rating, 24 votes)
- به یک جرعه لالایی میهمانم کن (+51 rating, 11 votes)
- صدا، دوربین، حرکت (+44 rating, 9 votes)
- گنجینه (+36 rating, 11 votes)
- نان،عشق،دوغ گازدار (+32 rating, 16 votes)
- پاسخ من به امیر پوریا (+29 rating, 8 votes)
- ترانهای با صدای خودم (+28 rating, 12 votes)
- فقط نفس بکش (+27 rating, 6 votes)


سلام.مرسی خوب بود مخصوصا دومی و سومی
کویر خوابمرده را
چون باد وزیدهام …
واقعا عالیه ، چیزی که به شدت در شعرهای سپید دهه اخیر غایبه ، مفاهیم به شدت انتزاعی که مخاطب رو به ناکجا آباد ذهن شاعر می برند و در پایان… هیچ
بیا به همان روزها برگردیم
بیا
توی ملافه ای بپیچیم و تا روز محال از معرکه بیرون نیاییم فکر می کنم فکر بدی نباشد …
شمس لنگرودی
پاسخ: شمس لنگرودی اش عشق است
زینال بندری اش
احمد زیـدآبـادی اش
روزی که بیان بیرون، از هر کدوم یه نسخه می خرم می یارم برام امضاشون کنی رضای عزیز و مهربان
پاسخ: خودت مهربونی و دیگرون رو اینچنین می بینی. بوووووس
اقای کاظمی عجیب علاقه ای به این شعر شمس لنگرودی دارم گفتم این جا بزارم :
حرف هایمان به لعنت سگ نیرزید
سرهایی تکان خورد
جای قاتل و مقتول جا به جا شد .
حرف هایمان به لعنت سگ نیرزید
و حالا می دانیم
که هق هق مان
به پارس سگی شبیه است .
سومی رو بیشتر دوست داشتم .. به نظرم قوی تر و غنی تر اومد .. انگاری حست عمیق تر بوده و لحظات بیشتری تو رو درگیر خودش کرده بوده .. : ) .. ( می خوام یه زبون جدید اختراع کنم واسه وقتی که بلد نیستم حسم رو با زبون فارسی یا هر زبون دیگه ای که بلد نیستم بیان کنم یا بکشم یا بزنم .. مطمئنن کار بدی نمی کنم .. جنایت نمی کنم .. اما .. شاید جنایت هم یه جور زبون باشه و جنایتکار آدمی که هیچ وقت هیچ کس زبونش رو نفهمیده .. )
پاسخ:
زبان تو مار دارد
نگاه تو سگ…
و موی تو زاغ…
و روی خطوط پیشانی ات پر از بوفهای کور چندصد ساله است…
چطور بود؟ همین الان اینو گفتم . تقدیمش میکنم به خودت.
عجیب چسبید!
پاسخ: به به نگارنده عزیز. کم پیدایی
ایم م م .. مرسی .. کلی ذوق زده گشتم !.. ; ) ..
سلام عمو رضا. این روزا کم می نویسی! قضیه چیه؟
والا نوشتن ما هم یه جور فیدبکیه. اگه خواننده ش باشه. بچه ها نظربذارن و بحث و گفتگو ایجاد بشه انرژی می گیریم. نذارن هم انگیزه هه میخشکه. وانگهی من فقط روی سینما متمرکز نیستم. مشتری ادبی هم نداره اینجا گویا. همین هم مشکلیه.
پاسخ: پس اینا چین عموجون؟…..؟
از گوگل ریدر مطالبتون رو دنبال می کنم همیشه.
اقای کاظمی در استانه مراسم اسکار هستیم دوست دارید چه فیلمی جایزه را ببرد ؟؟
حرام زاده های لعنتی رو دوست دارید؟؟
پاسخ: هرکی که برد ناز شستش. راستش اسکار اغلب اوقات جایزه رو به مستحقش نمیده! فیلم تارانتینو رو هم دوست داریم.
سلام بر رضا کاطمی کیبر
آقا شرمنده کردی … (البته بگم ها منو کلا روانی هم کردی)
موسیقی رو (دیگه دیره) دانلود کردم تا الان نمیدونم چند بار گوش دادمش ولی داره رکورد میزنه.
اونم با یه سیگار کنت و تلخی غوغا کننده اش
اقا راز چشمان ان ها هم که بهترین فیلم اسکار شد … چه فیلمی را معرفی کردین ها …
پاسخ: عشق است… حظ کردم
سلام عمو رضا. خیلی مردی. مدها بود که دوست داشتم یه منتقد پیدا شه حق … و …. و … رو بذاره کف دستشون. خود من چند ماه پیش … رو دیدم و … . مسعود کیمیایی هم که ویتو کورلئونه ی سینمای ماست مواظب باش بهت پیشنهادی نده که نتونی رد کنی!
پاسخ: عمو جون اینجا بهتره از خودمون و چیزایی که دوست داریم حرف بزنیم. نه دیگرانی که نیستند و دلیلی نداره به فکرشون باشیم.