چند تکه شعر

شعرها دارند

سیگارهایی که نکشیده‌ام

*

گیتار بهانه بود

می‌خواستم پا روی پا بگذاری

تا دست روی دست بگذارم

و سیر تماشایت کنم

*

غوره بر شاخه شراب نمی‌شود

می‌گندد

*

گریه‌های خشکیده را بدرقه می‌کنم

هر شب ساعت بیست و یک

*

نصفه بلیت نیم‌بهای دیروز را مچاله کن

چهارشنبه روز خوش‌بختی است

*

با هیچ جاده‌ای کنار نمی‌آمد

مردی که کنار جاده مرده بود

*

از شعرهای کوتاه خسته‌ام

می‌خواهم طولانی ببوسمت

*

باران ریده به آتش نگاهت

چترت کجاست عشق من؟

*

شمع فوت می‌شود

بر خامه مرگ

در خاطرات تولدم

هزار شمع

هزار بغض

فقط شمع‌ها می‌دانند

که چرا توی تمام عکس‌های تولد دلم گرفته

*

نیست پنجره‌ای

که تو را قاب بگیرد

5 thoughts on “چند تکه شعر

  1. از پُست‌هایی:
    که خواننده‌هاشان مدام با خودشان کلنجار می‌روند که چی بنویسند که نویسنده بداند درک می‌کنند آن‌چه را نوشته.
    که کم‌دیدگاه‌ماندن‌شان، ازقضا، نشانه‌ی کم‌خواننده‌ماندن‌شان نیست.
    که بیش‌تر خواننده‌ی درـ‌سایه دارد تا کامنت‌گذار.

  2. درود بر شاعربوسه ها. شعرهایتان، لاجرم بردل نشیند.سپاس که دیگران را دراحساس زیبا و یگانه تان شریک می کنید.پایدارباشید.

  3. پاییز رسید… پاییزِ برگ‌ریزِ مرگ‌پذیر… فصلِ مرگِ برگ؛ فصلِ آرامِ راه؛ فصلِ آرامِ درد… و من و تو، زاده‌ی سردی و تنهاییِ پاییزیم…
    تولدت پیشاپیش مبارک دکتر کاظمیِ نازنینم…

Comments are closed.