از توافق که حرف می‌زنیم…

– شادمانی برای توافق هسته‌ای چندان عجیب نیست چون حکایت از مردمی دارد که زیر بار اقتصاد بیمار، فرسوده و خسته شده‌اند. اما دست‌کم می‌توان از دست‌افشانی حذر کرد و من چنین می‌کنم. دیوانه‌ای سنگی را به چاه می‌اندازد که صد عاقل نمی‌توانند درش بیاورند. این بار عقلا زورشان را زدند و نزدیک است که سنگ در بیاید البته اگر در آخرین لحظه لیز نخورد و سقوط نکند به قعر چاه. هنوز مانده تا آن هنگام.

– اعتراف به اشتباه، کار دشواری‌ست مخصوصاً برای دارندگان غرور دروغین. پذیرفتن مذاکره یک جور اعتراف به اشتباه بود. پذیرفتند که جز با تعامل نمی‌شود در ازدحام قدرت‌های قبراق ستیزه‌جو دوام آورد.

– زندگانی انسان بر زمین، چیزی جز توافق و تعامل نیست. توافق خیلی وقت‌ها از سر ناچاری است اما منطقاً بهترین گزینه است. ممکن است از کسی یا کسانی با تمام وجود متنفر باشیم اما تنها در سایه‌ی توافق و تعامل درست با او / آن‌ها است که می‌توانیم حداقلی از آسایش را داشته باشیم. تعامل درست چیست؟ یعنی عزت و شرافت‌مان را نفروشیم و از آن‌ها هم نخواهیم که مال خودشان را به ما بفروشند!

– استثمار شدن بسیار آزاردهنده است اما باید عقلا و حکما حکم بدهند که اگر توان دستیابی به استقلال حقیقی را نداریم و قرار بر استثمار شدن تا اطلاع ثانوی است، رفتن زیر یوغ غول بی‌خاصیت و بی‌برکتی مثل روسیه یا کپی‌کار بی‌اخلاق و قزمیتی مثل چین عاقلانه‌تر است یا تحمل استثمار رفاه‌اندود کشورهای غربی؟ بدیهی‌ست که تا رسیدن به یک استقلال واقعی و ورای شعار، سال‌ها فاصله داریم و هدف طلایی‌مان هم چیزی جز حصول به این مهم نباید باشد.

– انسان‌های بزرگوار، اشتباهات‌شان را باید بپذیرند. خوب است بدانند دیگران متوجه این اشتباهات هستند و اعتراف به اشتباه، آن‌ها را نزد دیگران ارجمند می‌کند و اصرارشان بر ادامه‌ی آن (گرچه فقط در زبان‌بازی) حقیر جلوه‌‌شان می‌دهد.

– واکنش مذبوحانه‌ و نفرت‌انگیز اسرائیل به این توافق، بزرگ‌ترین گواه حقانیت و عقلانیت این توافق است. نباید از یاد ببریم که اسرائیل دشمن شماره‌یک نظام حاکم بر ایران است و ما هرکدام به یک شکلی به این کلیت وصلیم. 

– تا رسیدن به نقطه‌ی صفر، راه درازی پیش روست. حالا حالاها باید روی بردار منفی سیر کنیم و سنگ را از چاه در بیاوریم و بعد بگذاریمش سر جای اولش. هنوز برای دست‌افشانی خیلی زود است.

-انتخابات مجلس پیش روست. این یک چالش بزرگ است و بعید نیست که کارشکنی‌های بسیار برای پیروز نشدن قاطعانه‌ی جناح مقابل اصولگرایان در این انتخابات صورت بگیرد. اما و اگر بماند برای نظریه‌پردازهای بدبین، اما آن بخش‌ که در کنترل خود مردم است حضورشان در انتخابات است؛ دست‌کم باز با حضورشان وزن واقعی مطالبات مدنی را نشان خواهند داد و قدرت بیش‌تری برای فشار از پایین خواهند داشت. هر اتفاقی بیفتد حضور مردم پای صندوق‌های رأی، در نهایت یعنی پیروزی مردم واقعی کوچه و خیابان و کوی و برزن بر مردم رسانه‌ی ملی!

3 thoughts on “از توافق که حرف می‌زنیم…

Comments are closed.