عروسی خوبان

پخش زنده‌ی عروسی نوه‌ی خاندان سلطنتی بریتانیا و پوشش دو میلیاردنفری آن در سراسر جهان و استقبال زایدالوصف مردم آن کشور و رسانه‌ها و مردم کشورهای دیگر از این مراسم ذهنم را به این نکته جلب کرد که طبقه‌بندی آدم‌ها به اشراف و غیراشراف یا خواص و غیرخواص از چه ذهنیت پوسیده و عقب‌مانده‌ای ریشه می‌گیرد ولی خوب که فکر می‌کنم، این تمایل ذاتی عده‌ای به فرودست و تحت امر بودن دلیل اصلی شکل‌گیری رابطه‌ی ارباب و برده است نه صرفا زور و قدرت فرادستان. آدم‌ها رو به چیزی می‌آورند که به‌شان لذت و احساس رضایت بدهد و تا زمانی که این حس خشنودی برقرار است _ با همه‌ی نق‌زدن‌ها _ هیچ چیز نمی‌تواند این موازنه را بر هم بزند. این میل به فرمان‌پذیری و بنده بودن ربطی به شیوه‌ی اداره‌‌ی امور ندارد و در هر نوع جامعه‌ای دیده می‌شود. تمایل انسان‌ها برای دست‌وپابوسی و به خاک افتادن و پست شمردن خود، ریشه در کاستی‌های روانی آن‌ها دارد. ولی ناخودآگاه جمعی بشر امروز به سوی برچیدن این ساز و کار پیش می‌رود و رهبران هوشیار جهان هم به‌درستی دریافته‌اند که دست‌کم باید جلوه‌های عمومی این ارباب و بردگی را پیش چشم هشیار رسانه‌ها کم‌رنگ یا بی‌رنگ کنند. تلاش‌‌های مذبوحانه‌ی بسیاری از امرای عرب برای پشت پرده بردن قدرت جلاله‌ی خود و کاستن ظاهری از تسلط‌‌شان بر جان و مال مردم از این دست است. اما گاهی دیر است…

دنیای عجیبی است. جوامع نه لزوما به سبب آگاهی که گویی بر اساس یک جبر تاریخی به سوی فروریختن بافت و بستار سنتی قدرت پیش می‌روند. سرعت این روند، بسته به فرهنگ جوامع، متفاوت است ولی این راه، راه رفتنی این روزگار است. هیچ مطلقی به جا نمی‌ماند، هیچ چیزی از گزند نقد در امان نیست. گمان نکنید که مرادم از این نوشته این است که دنیا به سمت آزادی و سعادت پیش می‌رود. به باور من، این مفاهیم آرمانی جایی میان همهمه‌ی گذار از بردگی به امحاء قدرت، له و لگدمال خواهند شد و دستاورد نهایی بشر، چیزی جز هرج و مرج محض نخواهد بود. حتی آرمان دموکراسی هم نسخه‌ی شفابخش جامعه‌ی مدنی نیست، زیرا فساد ناشی از حاکمیت پوپولیسم  جزء تفکیک‌ناپذیر دموکراسی است.

7 thoughts on “عروسی خوبان

  1. سلام عمو رضا
    نمیدونم چرا از اینکه یکی دیگه باید اونور ازدواج میکنه کلی آدم اینور دنیا ذوق میکنن.جدا واسم سواله؟راستی نظرت راجع به salo پازولینی چیه؟تا امشب ندیده بودمش
    ————–
    پاسخ:سلام امیرو. جواب سوالت توی متن این پست اگه نیست پس حتما نتونستم درست بنویسم… اما درباره‌ی سوال دوم یه درخواست خیلی جدی دارم و اونم اینه که نظر درباره‌ی یک فیلم‌ساز یا یه فیلم رو این شکلی در یک فرصت و مهلت تنگ و اندک از هم نپرسیم. بهتره مثلا در ای میل بپرسیم یا مثلا حضوری و اینا. باور کن اینجوری بهتره.

  2. عذر میخوام اگه قاعده بازی رو رعایت نکردم.شرمنده عمو
    ۱-اشتباه نشه این پست رو به دقت خوندم و نکته شو گرفتم.این سوالی بود که از قدیم تو دهنم بوده وگرنه شما خیلی فصیح و روشن جواب سوالمو دادین و ممنونم.
    ۲- در مورد نکته دوم هم کاملا حق با شماست.ایشالا میام پیشت و مفصل صحبت میکنیم.اگه قابل بدونی

  3. سلام.می خواستم یک کتاب در زمینه تحلیل ادبی از نگاه و دیدگاه فروید به من معرفی کنید.خیلی ممنون.
    و راستی چه خوب می شد اگر با توجه به نزدیکی نمایشگاه کتاب به معرفی کتاب اختصاص بدید؟بازم ممنون.
    ————–
    پاسخ: سلام. تحلیل ادبی از دیدگاه فروید که نه ولی سراغ کتاب‌هایی از لکان بروید که بازخوانی آراء فروید هم هست. پیشنهادتان هم به روی چشم. برای نمایشگاه چیزکی خواهم نوشت.

  4. سلام.یک سوال دیگه هم داشتم از شما.ممنون می شم جواب بدید.می خواستم در زمینه مبانی نظریه ادبی کتاب معرفی کنید.من الان دارم کتاب « مبانی نظریه ادبی » نوشته هانس برتنس رو می خونم.آیا همین کتاب کافی است یا عنوان های دیگری رو هم مثل کتاب تری ایگلتون باید بخوانم؟
    —————–
    پاسخ: سلام. قطعا یک کتاب کافی نیست. با یک نگاه مختصر به قفسه‌ کتاب‌فروشی‌ها کتاب‌های متعددی در این زمینه خواهید یافت. الان این دو کتاب هم به ذهنم می‌رسد: ژانر (نوع ادبی) ترجمه‌ی فرزانه طاهری ، نشر مرکز / نظریه‌ی ادبیات: گردآوری تزوتان تودروف، نشر اختران ….. کتاب زیاد است ولی باید ببینیم دقیقا دنبال چه هستید؟ صرفا نظریه خواندن یا آغازی برای دست به قلم بردن؟

  5. یکی از دوستان تو پست قبلی کامنت گذاشت:

    از تهرانسر به سمت میدان آزادی می رفتم تا سوار ماشین های میدان انقلاب بشوم .
    از راننده راجع به مسیر بعدی اش پرسیدم گفت که تا میدان انقلاب هم می رود . با خوشحالی گفتم :پس اگر اشکالی نداره تا انقلاب مزاحم تان هستم.
    گفت : نه، میخواهم تنها باشم.
    —————–
    پاسخ: نمی‌دونم این یه خاطره‌ی واقعیه یا نه. ولی به نظرم یه داستانک کامل و فوق‌العاده‌س.

    ******

    قصد مچ گیری و ضایع کردن و این حرفها رو ندارم. فقط برای آگاهی بگم که این خاطره به نوعی سکانس اول فیلم آژانس شیشه اییه که نمی دونم به چه دلیل، ولی موقع نمایش عمومی فیلم پاک شد. الان هم اگه نسخه ارجینال و دی وی دی تموم کارهای حاتمی کیا رو بگیرین (در مجموعه پلاک) این سکانس اول توش هست.

    اول آژانس شیشه ای نشون داده می شه که پسر حاج کاظم بدون اجازه حاجی ماشین حاجی رو گرفته و رفته خیابون مسافرهای میدون آزادی سوار می کنه. حاج کاظم کلی ماجرا می گرده پسرش رو گیر میاره از ماشین پیاده می کنه و خودش پشت فرمون می شینه. ولی تا می رسه میدون انقلاب ایست می کنه و به مسافرها میگه: پیاده شین! رسیدیم

    یکی از مسافرها به اعتراض میگه: یعنی چی؟! ما به قصد میدون آزادی نشستیم تو این ماشین! پسرتون گفت آزادی! حالا شما انقلاب نگه داشتی؟

    حاج کاظم هم تو جواب می گه: اون پسرم بود! الان ته خط همین جاست! هوا دود و دمه! آلودست! تو این دود و دم نمیشه رسید به آزادی! بقیه راه رو خودتون برین!

    «یا علی مدد»

  6. خوب،نسخه نهائی شما چیه آقا رضا؟ظهور perfect man!!!؟خسته شدیم،اجازه بدین واسه یه بار هم ما قربانی این نسخه دموکراسی بشیم،نه اینکه ما مسموم حاکمیت پوپولیسم نشدیم هیچوقت؟چرا باید صبح تا شب خود سانسوری کنیم و این شرایط تحمیلی رو توجیه کنیم؟مگه اینم گناه ماست؟
    ——————
    پاسخ: من نسخه‌ای ندارم و اصولا استراتژیست نیستم که بخواهم راهکار بدهم. من تحلیل‌گرم به سهم خودم. تحلیل می‌کنم که به‌ چه کیفیتی بر اساس جبر ماهوی تاریخ به سمت نابودی پیش می‌رویم. هیچ نسخه‌ای نجات‌مان نخواهد داد. ببخشید اگر تلخ است ولی بخند که فردا بدتر از امروز خواهد بود.

Comments are closed.