پایان فیلمبرداری بوتاکس

فیلمبرداری نخستین فیلم بلندم با عنون موقت خواب برادر مرگ است (بوتاکس) از پانزده اسفند در لاهیجان کلید خورد و پس از چهارده جلسه پایان یافت.

نویسنده و کارگردان: رضا کاظمی
مشاور کارگردان: فرزاد موتمن
تهیه کننده: جادوی نقره ای خیال
فیلمبردار: منصور حیدری
صدابردار: مجید نجاتی
دستیار کارگردان: نواب محمودی
منشی صحنه: افشین اشراقی
طراح صحنه و لباس: لیلا بهشاد
طراح گریم: عماد صمدی
تدوینگر: حسین رسولیان
عکاس: مسعود میرحیدری
دستیار نور و تصویر: حمید تهرانی
دستیار صحنه: ابوالفضل نیکرو
مجری گریم: احسان شفایی راد
بازیگران: هادی دیباجی، نیما شاهرخشاهی، علی یاور، مهدیه نساج، سامان محمدی، نازلی رجب پور، علیرضا هادی پور، حمید شفیعی، مسعود علیشاه،  علی آل پیغمبر، مهدی بهشاد، فهیمه مومنی و…
سرمایه گذاران: مهران رحیم نژاد، علی یاور، رضا کاظمی.
با سپاس از مبلمان نقیبی لاهیجان، هتل ابریشمی لاهیجان، چای رفاه لاهیجان.

مرور سریع فیلم‌های ۲۰۱۶

این پست تا مراسم اسکار ۲۰۱۷ (اسفند ۱۳۹۵) به روز خواهد شد

دزدی از یک دزد

محصول اسپانیا. دزدی از بانک در یک سیستم فاسد (کدام سیستم است که فاسد نیست؟). فیلم‌های مربوط به دزدی از بانک برایم همیشه مسحورکننده هستند. مناسبات پیچیده‌ای از اخلاق ارائه می‌دهند و من تقریبا همیشه در قطب دزدها قرار می‌گیرم! جذابیت سینما همین‌جاها خودش را نشان می‌دهد. می‌دانم که ساحت سینما تنها جایی است که می‌شود جانب قانون‌شکنان سمپاتیک را در مقابل قانون‌رانان حال‌به‌هم‌زن گرفت و  البته این را هم می‌دانم که متاسفانه برآیند قانون هرگز چیزی جز پلشتی و تباهی نبوده. فیلمی جذاب و درگیرکننده. مثل همیشه سینمای اسپانیا جسور و راهگشاست.

امتیاز من: ۱۰ از ۱۰

شلی

نام کارگردانش علی عباسی است که احتمال می‌دهم ایرانی باشد! فیلمی از سینمای دانمارک. فیلمی اتمسفریک، بدون قصه‌ای پرشاخ‌وبرگ، که هر مذاقی را خوش نمی‌آید. من که شیفته چنین فضاسازی‌هایی هستم.

امتیاز من: ۷ از ۱۰

قطار بوسان

مرام زامبی‌ها سرراست است و دنیای‌شان ساده و بی‌شیله‌پیله: گاز می‌گیرند! این هم یک زامبی‌بازی پرخرج و شکیل با پیام‌های انسانی و اغلب نخراشیده. در عین حال، فیلمی که شاید از بهترین‌ها در ژانر خودش نیست اما ارزش یک بار دیدن را دارد.

امتیاز من: ۷ از ۱۰

Midnight Special

در عجبم که چگونه سازنده شاهکار (پناه بگیرید) به چنین فیلم عبث و پرتی رسیده. فیلمی با تفکری کودکانه و پرداختی کودکانه که نمی‌تواند جوابگوی ادعای گزاف قصه باشد. چیزی جز حیرت و افسوس ندارم.

امتیاز من: ۵ از ۱۰

فرانک و لولا

نگرانم که مبادا در هیاهوی فیلم‌های پرطمطراق و پرسروصدای سال، فرصت تماشای فیلم‌هایی از این دست، از دست برود. این جور فیلم‌های کم‌هزینه و کم‌ادعا، اغلب دیده نمی‌شوند و بیچاره ما که بی‌نصیب می‌مانیم. این فیلمی است برای هر کسی که درگیر معنای بی‌پناه عشق است آن هم در این روزگار بی‌پدر که بکر بودن عشق (بخوانید: بکارت) مفهوم دمده و سخره‌آمیزی است. تماشای این درام تلخ، برای هر سرگشته عشق در ویرانسرای مدرنیسم، یک ضرورت است. و من حتما آدم خوش‌بختی هستم که درامی چنین هوشیار، با بازی مایکل شانون گره خورده؛ مردی که بی هیچ تردیدی در باور من برترین بازیگر زنده‌ی این روزگار است. تا پیش از مرگ دریغ‌انگیز فیلیپ سیمور هافمن نمی‌شد این لقب را به شانون داد اما امروز او زنده‌ترین نقش‌پرداز سینماست. با خطوطی بر رخ و خراشی بر صدا و شکوهی در سکوت، که عمق تنهایی و بی‌پناهی آدمیزاد را در وانفسای تقلای زندگی به تصویر می‌کشد.

قصه‌ی فیلم خالی از کاستی و سستی نیست اما وقتی مایکل شانون را داری و برایش فضا فراهم می‌کنی، دیگر نگران هیچ چیزی نباش. و البته یک پایان‌بندی خوب هم خیلی وقت‌ها جور خیلی از نداشته‌ها را می‌کشد. این یک قانون جادویی است.

امتیاز من: ۹ از ۱۰

تونی اردمن

نماینده سینمای آلمان برای اسکار ۲۰۱۷٫ فیلمی با مایه‌ها و حرف‌های آشنا که به لطف جذابیت یکی از دو شخصیت اصلی‌اش، تماشاگر را تا پایان با خود می‌کشد. هرچند ربطی به سینمای مورد علاقه‌ام ندارد اما فیلم شسته‌رفته و سرحالی است و نمی‌توانم این سرحالی را نادیده بگیرم.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

حسابدار

هالیوود در وضعیت حقیر و کوته‌اندیش آشنایش. مهملات بی اصل و اساس، باد کردن مارمولک به خیال ارائه‌ی تمساح. فیلمی درخودمانده (اوتیستیک!). اصلا توصیه نمی‌شود.

امتیاز من: ۵ از ۱۰

چشم‌های مادرم (نیکولاس پشی)

فیلمی به غایت سودایی و مالیخولیایی. تلنبار اندوه تنهایی و مرگ در گوشه‌ای متروک و پوسیده از دنیا. تماشای فیلم به کسانی که روحیه آسیب‌پذیر دارند پیشنهاد نمی‌شود. ساند ترک فیلم به طرز متناقضی، شیرین و هراس انگیز است.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

زیر سایه (بابک انوری)

نگاهی متفاوت به جنگ ایران و عراق. در مایه های فیلم وحشت. برون فکنی روانشناسانه ی اضطراب و خفقان یک نسل. گاهی خامدستانه و گاهی درخشان در اجرا. فیلمی برای مرور دلتنگی ما قربانیان جنگ.

امتیاز من: ۷ از ۱۰

شب منهتن (برایان دیکوبلیس)

یک بی مووی خیلی خلاص از دار دنیا که فقط میخواهد به هر ترفندی شده، معما داشته باشد و معمایش را به اندازه یک فیلم بلند کش بدهد. کاستی های قابل توجهی میشود برای ساختار درام این فیلم برشمرد اما نقشبازی قدرتمندانه آدرین برودی، خودش یک جذابیت گردشگری است. خدا حفظش کند.

امتیاز من: ۷ از ۱۰

خدمتکار (پارک چان ووک)

فیلم استاد که او را با شاهکار Old boy می‌شناسند، به لحاظ قصه‌گویی و درام عالی است اما فراتر از آن فیلم مهمی است برای درک اهمیت سیاسی و ایدئولوژیک همجنسگرایی زنانه که چند سالی است در سینما به شکل دلواپسانه (بدجور دلواپسانه) متجلی شده است. راه رهایی از زنجیر استبداد مردانه این است: “دیگر نیازی به قضیب نیست.” و این اصلا عجیب نیست.

این فیلم مهم است، به دلایلی غیرسینمایی. نماد شاخص روزگاری است که آیندگان از آن به عنوان نقطه عطف سرنوشت انسان بر زمین نام خواهند برد. بخشی از آن آگاهی سترگ که علیه اراده معطوف به هستی و در نتیجه، علیه ایدئولوژی‌های مستقر و منتفع کنونی است.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

نفوذی (برد فرمن)

یک فیلم گنگستری و مافیایی و البته پلیسی درجه‌یک با موقعیتی جذاب و حسابی دراماتیک به سبک و سیاق هالیوود. برایان کرانستون در جای درست قرار گرفته، جایگاه نوپای یک کلیشه محض. مهم‌ترین نکته فیلم غرق کردن مخاطب در جذابیت یک زندگی تبهکارانه است که حس متناقض عجیبی در پایان خلق می‌کند. و نکته دیگر: این فیلم یک‌جورهایی به سرنوشت ما ایرانی‌های بدبخت گره خورده. قصه پول‌هایی است که آخرش بمب شدند و ریختند بر سر سربازان و هم‌وطنان ما.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

هیولای پول (جودی فاستر)

فیلمی با یک موقعیت آشنا اما همچنان جذاب، با نگاهی هجوآمیز به یک مقوله بسیار غم‌انگیز. و جرج کلونی که آثار سالخوردگی‌اش آشکارتر از قبل شده اما همچنان دلپذیر است.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

چندش‌آور (کیوشی کوروساوا)

سینمای خاور دور، در یک دهه اخیر خودش را در ژانر وحشت و تریلر  به عنوان یک مدعی تثبیت کرده و دست بالا را دارد. این هم فیلمی از ژاپن، محصول ۲۰۱۶ با حال و هوایی چندشناک و مضمونی آزاردهنده. روانشناسانه و تاریک.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

سالی (کلینت ایستوود)

فیلمی ساده و گرم و گیرا. با اندکی هیجان و کلی احساس پاک فراموش‌شده. و ایمان دارم که دنیا با تام هنکس جای زیباتری برای زیستن است. درود بر ایستوود پیر.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

قدیسه‌ها (هدی بن‌یامینا)

محصول ۲۰۱۶٫ تحسین‌شده در جشنواره کن ۲۰۱۶٫ فیلمی لبریز از کلیشه‌های آشنا و بسیار تکراری درباره زندگی حاشیه‌نشین‌ها و اقوام مهاجر در اروپا. اما همچنان جذاب و درگیر کننده.

امتیاز من: ۷ از ۱۰

پیش از آن‌که بیدار شوم (مایک فلاناگان)

این یکی از زلال‌ترین و احساسی‌ترین فیلم‌های ۲۰۱۶ است که در بستر یک فیلم خیالی، ما را با حقیقت سوگواری آشنا می‌کند. فیلمی که سخت بشود دوستش نداشت.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

هرچه بادا باد (دیوید مکنزی)

شاهکار دیوید مکنزی. با بازی‌های ناب جف بریجز، کریس پاین و بن فاستر. مرثیه‌ای بهنگام برای آمریکا. فیلمی عمیقا مالیخولیایی و دلگیر و کمابیش ایستا که به شکل متناقضی در بستر دراماتیک غرب وحشی شکل گرفته. من آمریکای مغموم این فیلم را خوب می‌شناسم.

امتیاز من: ۱۰ از ۱۰

پلاک ۱۰ جاده کلاورفیلد (دن تراکتنبرگ)

با بازی همیشه عالی جان گودمن و یک فیلم‌نامه جذاب و نفس‌گیر. با پایانی که چندان به من نمی‌چسبد.

امتیاز من ۸ از ۱۰

وینر

مستندی درباره آنتونی وینر نماینده سابق کنگره آمریکا و همسر سابق هما عابدین مشاور هیلاری کلینتون. محصول ۲۰۱۶ . شاهکار. باید ببینیدش. توضیح نمی‌دم درباره‌اش.

امتیاز من: ۱۰ از ۱۰

او (پل ورهوفن)

پل ورهوفن (کارگردان غریزه اصلی) هنوز هم یک کژاندیش لعنتی است. فیلمی بر مبنای درگیری‌های جنسی. فیلمی نه‌چندان عمیق و متفکرانه اما در هر حال، جذاب و رسواگر.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

نفس نکش (فیدی آلوارز)

یک فیلم پر از تعلیق و هراس. بدون روح و جن و از این دست اباطیل. به‌راستی نفس‌گیر.

امتیاز من: ۹ از ۱۰

اسنودن (الیور استون)

فیلمی گیرا و جذاب. جدا از کل فیلم که ضرب شست کارگردانی بود و بازی عالی جوزف گوردون لویت  (که واقعا بازیگر بزرگی است) عاشق دقایق پایانی‌اش شدم که تأثیر احساسی خیلی خوبی دارد و تا پایان تیتراژ هم ادامه پیدا می‌کند.

امتیاز من ۸ از ۱۰٫ 

هفت دلاور (آنتوان فوکوا)

چه طور می‌شود به شکوه دار و دسته یول برینر و استیو مک کویین و بقیه رفقا نزدیک شد. واقعا نشدنی است. اما منصف که باشیم این بازسازی هم به یک بار تماشایش می‌ارزد.

همیشه بدرخش (سوفیا تاکال)

مینیمال و شخصیت‌کاو. مروری بر آن روی دیوسالار زنانگی. گرم و گیرا و البته تلخ. یک فیلم کم‌هزینه دوست‌داشتنی.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

هیس (مایک فلاناگان)

فیلمی جمع‌وجور و لبریز از تعلیق از چشم‌وچراغ سینمای وحشت در این زمانه.

امتیاز من: ۷ از ۱۰

چراغ‌ها خاموش (دیوید اف. سندبرگ)

ایده پردازی جالب برای رهایی سینمای وحشت از تکرار مکررات. نفس‌گیر.

امتیاز من: ۷ از ۱۰

کافه سوسایتی (وودی آلن)

فیلمی متوسط از استادی بزرگ. همچنان دلپذیر و سرشار از کمدی ناب آلن.

امتیاز من: ۸ از ۱۰

مویه (هونگ جین نا)

ملغمه‌ای دلپذیر و مؤثر برای القای مفهوم مورد نظر فیلم‌ساز در باب خدا و شیطان. پایان فیلم جور کاستی‌های میانه‌اش را می‌کشد.

امتیاز من: ۷ از ۱۰

احضار روح (۲)

بد و بی‌رمق. ناضروری.

امتیاز من: ۶ از ۱۰

مکاتبه (جوزپه تورناتوره)

مرثیه‌ای تلخ بر تقلای انسان برای جاودانگی. فیلم‌ساز بزرگ ما تلخ‌تر از همیشه بر بیداد هستی می‌تازد. فیلمی برای خلوت و تزکیه.

امتیاز من: ۱۰ از ۱۰

دو قاب با کیارستمی

به بهانه‌ی مرگ عباس کیارستمی

یک

دوران دانشجویی با چند تا از هم‌کلاسی‌ها با قطار از مشهد به تهران آمدیم تا به تماشای فیلم‌های جشنواره‌ی فجر برویم. دومین فیلمی که دیدیم طعم گیلاس کیارستمی بود. سینما بهمن، میدان انقلاب. چند ساعت در صف بودیم و خسته و کوفته فیلم را دیدیم. در میانه‌ی نمایش فیلم ناگهان برق فلش یک دوربین کل پرده را روشن کرد و از دل تاریکی کسی فریاد زد آقا عکس نگیر ممنوعه. ما هم به این حماقت لبخند زدیم. فیلم که تمام شد ماجرای ما شروع شد. در حال بیرون آمدن از سالن سینما بودیم که ناگهان مردی ریشو و عصبانی دستش را گذاشت روی شانه‌ی من و گفت بیا اینجا کارت دارم. تا به خودم بیایم به همراه دو نفر دیگر مرا به اتاقی کوچک و خفه بردند. نمی‌دانستم چه اتفاقی افتاده. یکی از آن ریشوها به دوربین روی شانه‌ام اشاره کرد. تازه دو سه ماه بود که یک هندی‌کم سونی خریده بودم (مادرم برایم خریده بود) و من هم با ذوق و شوق آن را همیشه همراه داشتم. آن مردان خشمگین گفتند که از حراست وزارت ارشاد هستند و به من شک دارند که حین نمایش فیلم از پرده عکس گرفته‌ام. گفتم این دوربین عکاسی نیست و اصلا فلش ندارد. طبق معمول این جور بزنگاه‌ها، گفتند باید محتوای دوربین را بررسی کنیم. وحشت برم داشت. در تمام مسیر از مشهد به تهران، توی قطار با رفقا بزن و برقص کرده بودیم و از پاسور بازی کردن‌مان هم فیلم گرفته بودیم! مرد ریشویی که فیلم را که دور تند جلو و عقب می‌برد خیالم را راحت کرد. گفت «این‌ها به ما ربطی نداره. از جشنواره چی گرفتی؟» و وقتی پاسخ منفی‌ام را شنید مصر شد که همه فیلم‌های دوربینم را تماشا کند. جست‌وجوی طولانی‌اش که با ناشیگری و بی‌اطلاعی از نحوه‌ی کارکرد دوربین همراه بود به درازا کشید. در این کش و قوس طولانی یکی از آن ریشوها پیشنهادی را مطرح کرد: ما دوربینتو نگه می‌داریم. فردا شب تولد خواهرزادمه. بیا برامون فیلم بگیر و بعدش دوربینو بهت پس می‌دم.» ملتمسانه گفتم «آقا من یه دانشجوی بدبختم که از مشهد اومدم و …». حالم بد بود. از دوستانم بی‌خبر بودم. گرسنه بودم. خسته بودم. ترسیده بودم. آن زمان موبایل در کار نبود یا لااقل ما جزو اقلیت بسیار اندک دارندگان موبایل‌های گوشتکوبی نبودیم. بالاخره پس از تحمل دو ساعت تحقیر و شینیدن مهملات از چند انسان نه چندان محترم، از آن مخمصه بیرون آمدم. طعم گیلاس در آن سن و سال برایم ثقیل بود. و با این اتفاق ثقیل‌تر هم شد. خاطره‌ی بدی شد که حالا چندان هم بد نیست و بیش‌تر مایه‌ی پوزخند است. اما طعم گیلاس خیلی زود در ذهن ناآرام من رسوب کرد و شد یکی از محبوب‌ترین فیلم‌هایم. ردپای این دل‌بستگی در کتاب فیلم و فرمالین پیداست.

دو

کیارستمی به پشتوانه‌ی دوستی و مودتی که با احمد میراحسان (نویسنده و منتقد لاهیجانی) داشت ورک‌شاپی در شهر من لاهیجان برگزار کرد. من در آن ورک‌شاپ شرکت نکردم با این‌که امکانش فراهم بود (از این جور اخلاق‌های گند زیاد دارم) اما دو فیلم کوتاه برای آن ورک‌شاپ ساختم. قرار شد کیارستمی یک ماه بعد از اولین جلسه ورکشاپ برگردد و فیلم‌ها را ببیند و … . در آن جلسه‌ی دوم هم شرکت نکردم اما یکی از فیلم‌هایم به عنوان آخرین فیلم نمایش داده شد که در آن با قضیه‌ی عینک کیارستمی هم شوخی کرده بودم و دوستانم بعدا گفتند که کیارستمی خیلی از آن شوخی خوشش آمده بود. اما جلسه سومی هم در کار بود که قرار بود کیارستمی و همراهانش (جعفر پناهی، شادمهر راستین و…) مهمان یک ضیافت ناهار در مهمانسرای جهانگردی لاهیجان باشند که از قضا من در این یکی با کمال میل شرکت کردم (همیشه پای غذا در میان است). انواع و اقسام غذاهای محلی و کباب و… روی چندین میز مهیا بود. تصادفاً روبه‌روی من جعفر پناهی نشست و از من درباره‌ی خواص کله‌ماهی پرسید و من هم هر آن‌چه می‌دانستم از خواص آن و نحوه‌ی خوردنش گفتم و ایشان هم از خجالت ده تا کله‌ماهی درآمد (عکس خیلی بامزه‌ای هم از کله‌ماهی خوردن آقای پناهی دارم که انتشارش را صحیح نمی‌دانم). یک خانم نیمه‌‌ایرانی نیمه‌ژاپنی هم در میان همراهان کیارستمی بود که نکاتی ظریف از خوردن چشم ماهی در فرهنگ ژاپنی‌ها را یادمان داد و این حقیر را برای همیشه مرهون خود کرد (تا حالا چشم ماهی سفید را خورده‌اید؟ حتی از چشم گوسفند هم لذیذتر است).  بعد از صرف آن ناهار چرب و چیلی، فقط سیگار می‌چسبید. من هم کسی نبودم که دست رد به این میل چسبان بزنم. به محوطه‌ی بیرونی مهمانسرا رفتم و سیگاری گیراندم. کیارستمی با میراحسان گرم صحبت بود و ضمناً از سیگار خودش کام‌های شیرین می‌گرفت. با دیدن این صحنه مهرش بر دلم نشست. نزدیک رفتم و سلامی گفتم و میراحسان هم مرا به عنوان دکتر کاظمی معرفی کرد. کیارستمی هم پیرو کلیشه‌ی معمول همگان گفت «چرا سیگار می‌کشی دکتر؟» در حین این گپ کوتاه همسرم عکسی از ما گرفت. حال کیارستمی به‌سرعت عوض شد و خطاب به همسرم گفت «لطفا اون عکسو پاک کنید یا جایی منتشر نکنید. دوست ندارم عکسم در حال سیگار کشیدن جایی منتشر بشه.» بدیهی است که ما آن عکس را پاک نکردیم. مگر می‌شود این موقعیت خیلی خاص را حذف کرد؟ اما جایی هم منتشرش نکردیم و نخواهیم کرد. این حداقل احترامی است که می‌شود به فیلم‌ساز بزرگی مثل کیارستمی گذاشت.

بعد از رفتن کیارستمی و همراهانش، مطلبی به بهانه‌ی آن ورک‌شاپ نوشتم. چند ماه بعد اولین نقدم در مجله «فیلم» منتشر شد و من آن مطلب مربوط به ورکشاپ را هم به هوشنگ گلمکانی دادم که خواند و پسندید و در مجله «فیلم» منتشر شد. و زمان همین‌طور گذشت و گذشت تا رسیدم به کپی برابر اصل و این بار آرزوی نوشتن نقدی بر فیلمی از کیارستمی محقق شد؛ نقدی که یکی از افتخارهای کارنامه‌ی کم‌بار نقدنویسی‌ام است.

صد فیلم معمایی/ رازآمیز پیشنهادی من

این فهرست را بدون ترتیب اهمیت و صرفا بر اساس سطحی‌ترین لایه‌ی حافظه‌‌‌ام تهیه کرده‌‌ام و ممکن است فیلم‌های جذابی را از قلم انداخته باشم اما مهم نیست چون قصد ارزش‌گذاری ندارم و صرفا می‌خواهم فیلم‌هایی را به سینمادوستان پیشنهاد کنم. فیلم‌های معمایی سرگرم‌کننده و تأمل‌برانگیزند و طرفداران پرشماری دارند. طبعا فیلم‌های آشنا و گل‌درشت هم در فهرست حضور دارند اما چندین فیلم کم‌تر دیده‌شده را هم لابه‌لای آن‌ها می‌توان جست پس خیلی سرسری به این فهرست نگاه نکنید. فیلم‌هایی هم هستند که شاهکارند (مثلاً میم را به نشانه مرگ بگیر هیچکاک) اما به نظر من معمایی نیستند و به همین دلیل در این لیست حضور ندارند. 

  • روانی (آلفرد هیچکاک)
  • پنهان (میشائیل هانکه)
  • یادگاری (کریستوفر نولان)
  • حیثیت (کریستوفر نولان)
  • سرگیجه (آلفرد هیچکاک)
  • محرمانه لس‌آنجلس (کرتیس هنسن)
  • محله چینی‌ها (رومن پولانسکی)
  • راز چشم‌های آن‌ها (خوان خوزه کامپانلا)
  • شاهین مالت (جان هیوستن)
  • بارزس (جوزف ال. مکیه‌ویتز)
  • معما (استنلی دانن)
  • هشت نفرت‌انگیز (کوئنتین تارانتینو)
  • قطار سریع‌السیر شرق (سیدنی لومت)
  • چشمانت را باز کن (الخاندرو امنبار)
  • Lucky Number Slevin (پل مک‌گیگان)
  • خداحافظی طولانی (رابرت آلتمن)
  • آقای کلین (جوزف لوزی)
  • ناگهان تابستان گذشته (جوزف ال منکیه‌ویتز)
  • نه ملکه (فابیان بلینسکی)
  • صورت پنهان (اندی بیز)
  • دختری که رفت (دیوید فینچر)
  • انجل هارت (آلن پارکر)
  • مظنونان همیشگی (برایان سینگر)
  • در ممنوع (جوکو انور)
  • اتاق زیرشیروانی (اریک ون لوی)
  • دولورس کالیبرن (تیلر هکفورد)
  • چشمان باز بسته (استنلی کوبریک)
  • هویت (جیمز منگولد)
  • قصه دو خواهر (کیم جی وون)
  • زیر شن (فرانسوا ازون)
  • کاتب (رومن پولانسکی)
  • نامه‌ای به سه همسر (جوزف ال. منکیه‌ویتز)
  • گل‌های پژمرده (جیم جارموش)
  • ملبس برای کشتن (برایان دی‌پالما)
  • راهی برای فرار نیست (راجر دانلدسن)
  • دیگری (رابرت مولیگان)
  • دیگران (الخاندرو امنبار)
  • نقاب‌ها (کلود شابرول)
  • آسمان وانیلی (کامرون کرو)
  • ترایانگل (کریستوفر اسمیت)
  • نگهبان شب (برایان جی هاتن)
  • بمان (مارک فورستر)
  • جسد (اوریول پائولو)
  • اره (جیمز وان)
  • بزرگراه گم‌شده (دیوید لینچ)
  • جاده مالهالند (دیوید لینچ)
  • یک بازرس تماس می‌گیرد (گای همیلتن)
  •  دشمن (دنی ویلنوو)
  • عنکبوت (دیوید کراننبرگ)
  • وسواس (برایان دی‌پالما)
  • جنگل عنکبوت (ایل گون سونگ)
  • آن‌چه در زیر نهفته (رابرت زمکیس)
  • اگنس خدا (نورمن جیوسن)
  • سستی (بیل پکستن)
  • یک فرار بی‌نقص (دیوید توهی)
  • ناشناخته (سیمون برند)
  • پیش از آن‌که بخوابم (روان جافی)
  • فم فاتال (برایان دی‌پالما)
  • محدوده‌های کنترل (جیم جارموش)
  • چهره‌هایی در میان جمعیت (جولین مگنت)
  • اتاق فرمت (لوییس پیدارهیتا)
  • مکعب (وینچنزو ناتالی)
  • شیوه (مارسل پی‌‌نیرو)
  • هم‌کلاسی قدیمی (چان‌ووک پارک)
  • آگراندیسمان (میکل آنجلو آنتونیونی)
  • مرد سوم (کارول رید)
  • شیطان‌صفتان (آنری ژرژ کلوزو)
  • ربکا (آلفرد هیچکاک)
  • سرنخ (جاناتان لین)
  • خواهران (برایان دی‌پالما)
  • راشومون (آکیرا کوروساوا)
  • بازگشت (آندری زویاگینتسف)
  • خواب سنگین (هاوارد هاکس)
  • دروازه نهم (رومن پولانسکی)
  • و آن‌گاه هیچ‌کس نبود (رنه کلر)
  • تور نیمه‌شب (دیوید میلر)
  • مکالمه (فرانسیس فورد کوپولا)
  • شاتر آیلند (مارتین اسکورسیزی)
  • تجربه‌ای در وحشت (بلیک ادواردز)
  • شاهدی برای تعقیب (بیلی وایلدر)
  • ترس ازلی (گرگوری هابلت)
  • پنجره مخفی (دیوید کوئپ)
  • کد منبع (دانکن جونز)
  • خاطرات قتل (پونگ جون هو)
  • بازی (دیوید فینچر)
  • زندگی پای (آنگ لی)
  • بلندی‌های پاسیفیک (جان شله‌زینگر)
  • دونده ماراتن (جان شله‌زینگر)
  • مخمل آبی (دیوید لینچ)
  • تبعید (آندری زویاگینتسف)
  • در گرمای شب (نورمن جیوسن)
  • آناتومی یک قتل (اتو پره‌مینگر)
  • لبه تیز (مایکل اندرسن)
  • آزار (سیدنی لومت)
  • زندانی‌ها (دنی ویله‌نوو)
  • روزی روزگاری آناتولی (نوری بیلگه جیلان)
  • هشت زن (فرانسوا ازون)
  • آدم‌کش‌ها (رابرت سیادماک)
  • پنجره پشتی (آلفرد هیچکاک)
  • ماشین‌کار (برد اندرسن)

صد فیلم پیشنهادی من

alfred-hitchcock-02

فهرست زیر صد فیلم پیشنهادی من است برای هر دوستدار فیلم و سینما. این‌ها لزوماً صد فیلم برتر از نگاه من نیستند بلکه صد فیلم لذت‌بخش‌اند که تماشای‌شان را پیشنهاد می‌کنم. فهرست صد فیلم برتر نیاز به تعمق بیش‌تری دارد هرچند اشتراک زیادی با فهرست فعلی دارد. این فهرست ترتیب ندارد.

  • روانی (آلفرد هیچکاک)
  • بخت کور (کیشلوفسکی)
  • دنباله‌رو (برناردو برتولوچی)
  • اتوبوسی به نام هوس (الیا کازان)
  • دونده ماراتن (جان شله زینگر)
  • ستاره‌ساز (تورناتوره)
  • یادگاری (کریستوفر نولان)
  • بازی‌های سرگرم‌کننده (میشائیل هانکه)
  • بچه رزمری (رومن پولانسکی)
  • زنبوردار (تئو آنگلوپولوس)
  • بازگشت (آندری زویاگینتسف)
  • باشگاه مشت‌زنی (دیوید فینچر)
  • بازرس (جوزف ال. مکه‌ویتز)
  • بر باد رفته (ویکتور فلمینگ)
  • سرگیجه (آلفرد هیچکاک)
  • در یک جای دنج (نیکلاس ری)
  • خواب بزرگ (هاوارد هاکس)
  • آقای کلین (جوزف لوزی)
  • سوفل قلبی (لویی مال)
  • آخرین قارون (الیا کازان)
  • شکوه علفزار (الیا کازان)
  • در بارانداز (الیا کازان)
  • جنون (آلفرد هیچکاک)
  • غریزه اصلی (پل ورهوفن)
  • طعم گیلاس (عباس کیارستمی)
  • سه میمون (نوری بیلگه جیلان)
  • پیتا (کیم کی دوک)
  • پالپ فیکشن (کوئنتین تارانتینو)
  • خداحافظی طولانی (رابرت آلتمن)
  • جانی گیتار (نیکلاس ری)
  • نابخشوده (کلینت ایستوود)
  • ملبس برای کشتن (برایان دی‌پالما)
  • دوازده مرد خشمگین (سیدنی لومت)
  • بیست و یک گرم (ایناریتو)
  • راههای متقاطع (کلود للوش)
  • اتاقک غواصی و پروانه‌ها (جولین اشنابل)
  • چشم‌اندازی در مه (تئو آنگلوپلوس)
  • فانی و الکساندر (اینگمار برگمان)
  • پیش از آن‌که شیطان بداند مرده‌ای (سیدنی لومت)
  • جن‌گیر (ویلیام فریدکین)
  • شعله (یاش چوپرا)
  • سانست بلوار (بیلی وایلدر)
  • غرامت مضاعف (بیلی وایلدر)
  • آنی هال (وودی آلن)
  • امتیاز نهایی (وودی آلن)
  • جنایات و جنحه (وودی آلن)
  • گریفین و فینیکس (داریل دوک)
  • زنی تحت تأثیر (جان کاساوتیس)
  • شاهین مالت (جان هیوستن)
  • مردگان (جان هیوستن)
  • رؤیاپردازان (برناردو برتولوچی)
  • مرگ در ونیز (لوکینو ویسکونتی)
  • آمارکورد (فدریکو فلینی)
  • راشومون (آکیرا کوروساوا)
  • مظنونان همیشگی (برایان سینگر)
  • کوایدان (ماساکی کوبایاشی)
  • زندگی شگفت‌انگیزی است (فرنک کاپرا)
  • ارتش سایه‌ها (ژان پی‌یر ملویل)
  • سامورایی (ژان پی‌یر ملویل)
  • زن بی‌وفا (کلود شابرول)
  • یک پلیس (ژان پی‌یر ملویل)
  • مهمانی عیاشی (کلود شابرول)
  • عنکبوت (دیوید کراننبرگ)
  • نیش (جرج روی هیل)
  • شب و شهر (جولز داسین)
  • دیگران (الخاندرو آمنبار)
  • اره
  • حسس ششم (ام. نایت شامالان)
  • جری (گاس ون سنت)
  • فیل (گاس ون سنت)
  • هجوم بربرها (دنی آرکان)
  • سفید (کیسلوفسکی)
  • سربازهای یک چشم (مارلون براندو)
  • جهنم (کلود شابرول)
  • عاشق (لویی مال)
  • سرنخ (جانتان لین)
  • تله‌مرگ (سیدنی لومت)
  • بازرس تماس می‌گیرد (گای همیلتن)
  • زیر شن (فرانسوا ازون)
  • بدو لولا بدو (تام تیکور)
  • راز چشم‌های‌شان ()
  • روزی روزگاری آناتولی (نوری بیلگه جیلان)
  • شیوه (مارسل پینیرو)
  • ربکا (آلفرد هیچکاک)
  • زین‌های شعله‌ور (مل بروکس)
  • سینما پارادیزو (تورناتور)
  • یک تشریفات ساده (تورناتوره)
  • چشمان باز بسته (استنلی کوبریک)
  • مرگ و دوشیزه (رومن پولانسکی)
  • مستأجر (رومن پولانسکی)
  • گرمای تن (لارنس کاسدان)
  • گذرگاه میلر (برادران کوئن)
  • جایی برای پیرمردها نیست (برادران کوئن)
  • رفقای خوب (مارتین اسکورسیزی)
  • کازینو (مارتین اسکورسیزی)
  • پنهان (میشائیل هانکه)
  • جنگل عنکبوت ( فیلم کره‌ای)
  • پستچی همیشه دو بار زنگ می‌زند (باب رافلسن)
  • فایلان (هائه سانگ سونگ)
  • همکلاس قدیمی (چان ووک پارک)